میدونم .... اومدم سر به وبلاگم بزنم ببینم تبدیل به ذغال سنگی چیزی شده بفروشیم حداقل اینجوری یه ذره پیشرفت کنیم یادم نیست آخرین بار کی بود بهش سر زدم حال دیدن تاریخ رو هم ندارم الان فقط میخوام بنویسم از اینکه آدما چقدر میتونن عوض بشن.چقدر میتونن بد بشن.چقدر فراموشکار بشن.چقدر ناراحت بشن.چقدر غمگین بشن.چقدر دلشکسته بشن... خدایا خوب فهمیدی که باید تک باشی تنها باشی خیلی خوب فهمیدی.... چهار سال پیش دهم مرداد پنجشنبه بود سه سال گفتیم مبارک باشه امسال چیزی واسه گفتن نداریم نمیدونم چه جوری بنویسم چون خیلی چیز هارو نمیشه گفت فقط میخوام واسم دعا کنید میدونم تصمیمم اشتباهه ولی چاره ندارم ای کاش خواب بود... امروز خیلی حالم بده از صبح که میخواستم بیام سرکار یه جور بدی بودم.هرچی گذشت بدتر شدم.به هزار مردن مردن ودم رو رسوندم شرکت. خیلی حس بدیه.هرکاری کردم هرجوری خواستم سر خودم رو شیره بمالم که خوبم نشد.آخرش از پا افتادم. به هزار بدبختی با همکارم رفتم بیمارستان.... شانسم این بود که تونستم با همکارم برم اونجا.وقتی رسیدیم انگار نه انگار بخش اورژانس بود هرچی میگذشت حالم بدتر میشد.همکارم که میدید دارم از حال میرم از پذیرش خواست تا سریع یکی رو بفرسته بعد چند دقیقه وقتی دکتر اومد دوستم انقدر به هم ریخته بود که شروع به داد زدن سر دکتر کرد که اینجا بخش اورژانس باید سریع بیایی ومن از شما شکایت میکنم و کلی حرف بعد از معاینه بستری ام کردن...بیچاره همکارم از کارش افتاد پیش من بود.هیچی حالیم نبود.همکارم فقط می گفت همش میلرزیدم که یه بار انقد ترسیده بود دکتر رو صدا کرده بود .دکتر هم کلی صدام کرده بود من متوجه نمیشدم.بعد از کلی کلنجار رفتن تازه آخرش فهمیدم که دارن میزنن تو صورتم. خدایا بگیر اینم راحتمون کن دیشب خیلی شب بدی رو داشتم خیلی خیلی بد اصلا فکر نمیکردم که به امروز برسم وبخوام وبلاگم رو UP کنم.خیلی سخته اینکه حس کنی حالت خوب نیست و انگار داری جون میدی ولی واقعا من اینطوری شده بودم قبلا هم چندبار اینجوری شدم.اینجور موقع ها فقط آدم دوست داره به اونایی که دوستشون داره بگه که دوستت دارم ولی حس میکنی وقتی برای این کار نیست واسه همینه که ... دست خودم نیست نمیدونم چرا اینجوری میشم فقط ای کاش تموم شه حتی اگه تموم شدنش با تموم شدن زندگیم یکی باشه میخوام عاشق اتاقم هستم وقتی میرسم خونه بعد از کلی درگیری که واسه خودم درست کردم میشینم شده ساعت ها فکر میکنم .خیلی اوقات فقط دراز میکشم و سقف اتاقم رو نگاه میکنم خیلی ها بهم میگن دیوونه ام ولی ... دست خودم نیست این دیگه شده واسم عادت...شده زندگی...شده... هرچه به ما رسید از دوست رسید ایرادی نداره اینام باشه یادگاری که هر سری ایجوری شدم بگم یادم تورا فراموش زندگی هیچوقت اونجوری که آدما میخوان پیش نمیره گاهی خوب خوب ....گاهی بد بد....گاهی هم نمیدونی خوبه یا بده یا... گاهی هیچی نمیدونی...نمیدونی چیکار کردی...چیکار میکنی...چیکار میخوایی بکنی... هیچ چیز و هیچ کس رو نمیخوایی جز آرامش... بهتره زندگی همیجوری بگذره ...این تنهاترین راه نیست ولی عالی ترین راهه... کاش همیشه تنها بمونم وازاین تنهایی لذت ببرم.گاهی دلت میخواد ازعالم و آدم فرار کنی و یه لحظه خودت باشی و لذت ببری از این که خودتی نه کسی که کس دیگه ای میخواد باشی ... کاش همیشه تنها بمونم تا فقط غصه های خودم رو به دوش بکشم نه ماله کس دیگه ای هم به اونا اضافه شه کاش همیشه تنها بمونم تا بفهمم تنها کسی که هست و دوستم داره و میمونه فقط خداست کاش همیشه تنها بمونم که قلبم و روحم مال خودم باشه تا ابد نه کس و ناکس دیگه کاش همیشه تنها بمونم که تمام خاطراتم نوشته هایی باشن که واسه خدا مینویسم کاش همیشه تنها بمونم تا زندگی رو از آن خودم کنم کاش همیشه تنها بمونم تا هیچوقت عروسک خیمه وشب بازی یا پینوکیو نشم گاهی گمان نمیکنی ولی میشود... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود... گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است... گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود... گاهی گدای گدایی وبخت باتونیست... گاهی تمام شهر گدای تو میشود... دکتر علی شریعتی وای که خدا دوست دارم خیلی.... خیلی موقع ها از دست خودم از دست زندگی از دست زمونه ناراحت وغمگین بودم ولی دیگه تموم شد اونم بخاطر افرادی هستند که تو سر راهم قرار دادی که خوشحال باشم و ناراحتی رو کنار بذارم انقدر دوستشون داشته باشم که دیگه از چیزی ناراحت نباشم یعنی با محبتش نذاره ناراحت ونگران چیزی باشم... از همین جا میگم یه دنیا دوست دارم بخاطر مهربونیت...محبتت...صمیمیتی که داری همیشه واست دعا میکنم که خوش وسرحال البته مثل همیشه باشی وحتی بهتر خیلی دوستت دارم عاشقم یه عالمه








| Design By : Night Melody |

